بهار هایی هستند که فصل و زمان نمی شناسند

بهار هایی هستند که فصل و زمان نمی شناسند

موضوعات : آخرین اخبار

با فرا رسیدن عید نوروز که دنیا به تکاپو افتاده و با جاروی جادویی اش سیاهی و دلمردگی را از در و دیوار زمانه پاک می کند در همه جا می توانی جنب و جوش آمدن سالی جدید به نکویی نوروز را احساس کنی.

به گزارش‌‌‌‌‌ "آباد سبز" به نقل از جام نیوز، بهار عطر گل و سنبل را به گوشه و کنار طبیعت می پاشاند و نوروز این عروس سفید پوش اهورایی با هفت سین به خانه بهار قدم می گذارد و با ورودش آوای سلام و صلوات در فضا می پیچد که گشودن قرآن و فال حافظ درست زدن در لحظه تحویل سال کار و بار هر ایرانی در این لحظات خاص خواهد شد.

 

نوروز طعم تازگی می دهد، به تازگی شبنم روی گلبرگ های گل در نخستین سحرگاه بهاری و آنقدر سرمست و شاد از راه می رسد که شیطنت بازیگوش ترین کودک شهر را در چشمانش می توانی جستجو کنی.

 

بقچه به دست از راه می رسد و به هریک از ما یک بغل بهانه هدیه می دهد، بهانه ای برای شروع تازه، برای شستن سیاهی از سر و روی خانه و دل هایمان، تازه کردن بازدیدها، بهانه ای برای بچگی کردن، عیدی گرفتن و عیدی دادن …

 

نوروز می آید که نحسی سیزده را از زندگی های ما بشوید و ببرد، که بگوید هرچیزی که کلمه نو را با خودش یدک می کشد ارزش جشن و سرور دارد، چه نوروز باشد، یا نوآوری ها، یا نوسازی یا نورسیده یا نوبهار و … و همه نو شدن ها از لباس نو گرفته تا نو شدن دیدارها و هر آن چه نوئیت را به دل و جان می کشاند از نو دیدن و نو شنیدن تا افکاری نو و شروعی نو و اهدافی نو.

 

و نوروز به لطف خوش ترین رایحه های بهاری و غنی ترین کهن پیشینه های تاریخی و زیباترین سنت های نهفته در آن الهام بخش آدمیان است که شاعران را شاعرتر می کند و هنرمند را هنرمندتر که با ذوق هنری گوشه ای از این زیبایی را روی بوم نقاشی اش می آورد و آن یکی با دوربینی به شکار لحظه های بهاری و نوروزی می رود و سعی می کند از اوج زیبایی ها تحفه ای به یادگار بگیرد …

 

اگر نوروز همچون شاهزاده ای در همه جا می خرامد بهار ملکه زیبایی هاست. اشعار بهاری حس تازگی به انسان می بخشد و نقاشی های فصل بهار زیباترین تصاویراند و عکس های طبیعت بهاری روح بخش و لطیف ترند از هر شعری و نقاشی و عکسی دیگر.

 

بهار … بهار است و نمی توان با هیچ واژه ای و عبارتی و وصفی به زبان توصیف بیاوری اش، بهار را با بهار می توان خواند و نوشت و توصیف کرد که چه احساسی در این چهار حرف ساده نهفته و چه طراوتی از این کلمه می بارد که با گفتنش زندگی جریان می یابد، درخت گل می دهد، رود جاری می شود و نسیم عطر خوش را به کوی و برزن پخش می کند.

 

و خوب می دانی که این بهار یک روز آمدنی دارد و یک روز رفتنی، می آید و سرما و رخوت و دلمردگی را از زمستان زمین می گیرد و جایش سرسبزی و طراوت و زیبایی می کارد و می کارد و می کارد و در روز رفتن همه آن چه کاشته را دربست به تابستان پر برگ و بار هدیه می دهد.

 

بهار طبیعت شاید خاصیتش این است و هرچیزی که از بهار نام گرفته … همچون بهار جوانی که اوج طراوت و تازگی یک انسان است و در نهایت جای خود را به پختگی میانسالی می دهد و می رود.

و خوب می دانی که بهارهایی هستند که فصل و زمان نمی شناسند.

 

همانگونه که بهار را به چشم ظاهر در طبیعت جستجو می کنی که هر گوشه اش آیه ای از خالق زیبابین و زیباپرورش می باشد، به چشم دل در سیرت های نیکویی می بینی که به هر کجا قدم می گذارند همچون بهار طبیعت عطر و احساس را با خود به ارمغان می آورند، باران عشق بر سر دیگران می پاشند و مهربان دست های آن ها هر دستی را که نوازش می کند گل زندگی در قلب او جوانه می زند.

 

و همانگونه که بهار جوانی را در قامت کشیده و ظاهر بی نقص یک انسان می بینی که می آید و می رود اما بارها شنیده ای دل که جوان باشد سن و سال نمی شناسد و …

پس بیا آن سوی بهار را نگاه کنیم که شاید بهار می آید که نرود که بماند و ماندنی باشد در طبیعت، حتی در سردترین زمستان ها در دل دانه ای زیر زمین.

 

یا در دل انسان ها، که با گذشت سال ها همچنان دل جوانی دارند و لبی خندان.

و یا در وجود آدم هایی که حضورشان چهار فصل زندگی مان را بهاری می کند و خوب می دانی اگر نباشند چه زمستانی و چه سرمایی به دل های ما هجوم خواهد آورد.

110



شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
abadsabz1@gmail.com
info@abadsabz.ir
  • نویسنده : sabz
  • تاریخ : سه شنبه 28 اسفند ماه 1397
  • 0 بازدید
  • 0 نظر